تبليغاتX
شکلات تلخ


شکلات تلخ

من چه سردم امروز من چه تلخم امروز درد من تلخ است میچسبد اما مثل یک قهوه تلخ

خدایـــــــــــــــا بیا مســـــــــت کنیم

 اولین پیکو بزن شیطان رو ببخش

نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 7:28 بعد از ظهر توسط پرتو| |

 

در ذهن بی جنبش نجاران

 طرح پنجره ای نیست

 چوب یعنی تابــــــــوت

 

پی نوشت۱:فریبمان دادی خــــــــدا زمین سیاره ایست برای مردن

پی نوشت۲:دلتنگم دستم را روی لب دلم میگذارم  هیــــــــــس

نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن1390ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط پرتو| |

مثله تیله های کودکی مهربانی را میجویم در زمین های خاکی

باز یادم میاد سرعت نور هر چقدرم باشه تاریکی ازش جلوتـره

زندگی درد داره به فاحشگی ارتفاع  ترو تازه ی جهنم

تسبیح خیلی وقته پاره شده آهــــــای خدای خاکستری رنگ

یه توهم سوختس اینکه میگن صداش کن و اون جواب میده

 

پی نوشت1:حقیقت را نباید هم زد به اندازه ی کافی هوا آلوده هست

پی نوشت ۲:آدما به زیبایی عدد ۱۳  نحس نحســـــــــــن....

نوشته شده در پنجشنبه 13 بهمن1390ساعت 10:10 بعد از ظهر توسط پرتو| |

شازده کوچولو میگفت:

گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود

امـــــا

مـــــــــــــــاندنی بود

این بـــــــــودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود

 

تلــــــــــــــخ نوشت:بی تـــــــــو هم صحبت شبهام همین چاردونه دیواره بی تــــــــــــو این سقف هم سقف نیست ازش دلتنگی میباره

 

نوشته شده در سه شنبه 24 آبان1390ساعت 4:14 بعد از ظهر توسط پرتو| |

فقط تاریکی می داند

ماه چقدر روشن است

فقط خاک می داند

دست های آب

چقدر مهربان است

معنی دقیق نان را

فقط آدم گرسنه می داند

فقط من می دانم تـــــــــــــــــــــــو چقدر زیبایی

 

پی نوشت: فردا روز دیگری ست و تــــــــــــو باز همان توئی برای من همانقدر عزیز

نوشته شده در جمعه 15 مهر1390ساعت 7:19 بعد از ظهر توسط پرتو| |

چقدر از نداشتنت می ترسم

حاضرم همه‌ ی دنیا را ساکت کنم

تا تـــــــــــــــــــــو در آغوشم آرام بخوابی

حالا تب تنت را ببــــــــــــــــوس روی تن من

مثل بازی آب و خاک لجوج و تمام‌ خواه به تنت بپیچم

مثل برکه ‌ای زلال در آغوش زمین جایی برای خودم دست و پا کنم

 

پی نوشت:برق این چشم ها طراوت این لبخند... عاشقی امانم نمی دهد

نوشته شده در جمعه 8 مهر1390ساعت 6:15 بعد از ظهر توسط پرتو| |

نمیدونم یهو چی شد گمونم ساده دل بستـــــم

به اونیکه بدون مرز همیشه عـــاشقش هستم

گذشتن لحظه هایی که همه دنیام غربــت بود

بدون عشــــــق میمردم دلم لبریز حسرت بود

دارم آروم میگیرم توی آغــــــــوش خوشبختی

یه ذره گفتنش سخته ولی شیرینه این تلخـــــی

اگه فرصت بده میگم چه دنیایـــــی برام ساخته

چه غوغایی به پا کرده تو قلبم عشـــقو انداخته

یکی داره هوامونو بدون حـــــــــــــد و اندازه

داره از حس ما دوتا یه دنیا عشـــــــق میسازه

 

پی نوشت ۱:تموم زندگیم حتی نفسهامم به اون بنده از این دنیا جدا میشم فقط وقتی که میخنده

پی نوشت 2: گرمآ یعنے..نفسـ هآے تــــــــو دستـ هآے تــــــو  آغوشــ تــــــو منـ بھ خورشید ایمانـ ندآرمـ

پی نوشت 3: من دلم میترسد از فردایی که بیاید و تــــــــــــــــــــــــو نباشی

 

نوشته شده در پنجشنبه 31 شهریور1390ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط پرتو| |

اعتیاد هم

دلیل زیبایی ست

برای مردن

وقتی

به تزریق هوای تـــــــــــــو باشد

 

پی نوشت: شیرین ترین گناه منی ببــــــــــوس و مرا عاشق تر کن

نوشته شده در شنبه 15 مرداد1390ساعت 9:30 بعد از ظهر توسط پرتو| |

 لبخند آرامت

با چه اعجازی

آتش تند بغض هایم را خاموش می کند

 

پی نوشت: بخند خـــــــــــوب من

نوشته شده در جمعه 31 تیر1390ساعت 10:27 بعد از ظهر توسط پرتو| |

می‌آیــــی 

نشئـــه‌ می‌شوم

می‌روی خُمـــار

هر وقت بیایی دیر است

هر وقت بروی زود است

 

پی نوشت:بوســـــــه ات دگر بار مرا زیبا کرد

نوشته شده در یکشنبه 26 تیر1390ساعت 9:0 بعد از ظهر توسط پرتو| |


Design By : Night Skin